تبليغاتX
وبلاگ جوک و طنز

چرا می خواهیم بخندیم ؟؟؟

»
 

** خنده در واقع مؤلفه اي است که در چهره ظاهر مي شود و يک نمود ظاهري از احساس دروني انسان است. تمام احساسات ما به شکل رفتار خودشان را نشان مي دهند و يکي از احساسات خوشايند و خوبي که همان احساس شادماني است، خودش را به صورت «خنده» نشان مي دهد. به همين دليل وقتي مي خنديم در درونمان احساس خوبي را تجربه مي کنيم.
** واسطه هاي شيميايي مغز ما تحت تأثير عوامل هيجاني دستخوش تغيير و تحول مي شوند. مثلاً وقتي ما غمگين هستيم، تنظيم «سروتونين» که يک ناقل شيميايي است، در مغز ما به هم مي خورد.

 

در واقع وقتي افسرده و غمگين هستيم، سروتونين کاهش پيدا مي کند، اما وقتي مي خنديم «دوپامين» که به عنوان ناقل شيميايي در موضوعاتي مثل لذت بردن از زندگي و... اثر دارد، افزايش پيدا مي کند و با زياد شدن دوپامين احساس خوشي و لذت در ما ايجاد مي شود و احساس رضايتمندي از زندگي پيدا مي کنيم. اثرات واسطه هاي شيميايي بسيار شگفت انگيز است، به طوري که با آزاد شدن دوپامين در اثر خنديدن (اگر از ته دل باشد) آنقدر احساس رضايت از زندگي به ما دست مي دهد که حتي اگر وضع اقتصادي خوبي هم نداشته باشيم، باز هم از زندگي راضي خواهيم بود، زيرا همين واسطه هاي شيميايي ميزان رضايت ما را از زندگي بالا مي برند.


«خنده» علاوه بر احساس رضايت و خوشحالي در زندگي اگر از ته دل باشد و تظاهر نباشد باعث افزايش يادگيري نيز مي شود. (دوپامين باعث افزايش يادگيري مي شود)
** تحقيقات دکتر «ايموتو» در سال 1990 تا سال 2000 طي 10 سال مطالعه روي کريستالهاي آب خيلي جالب است، وقتي در اين بررسي کريستالهاي آب را مي گرفتند و در مقابل آنها مي خنديدند، شکل کريستالها زيبا مي شده، اما وقتي گريه مي کردند، کريستالها بسيار نازيبا بودند.

 

 اين موضوع روي بدن انسان نيز که سه چهارم آن آب است، صدق مي کند و بر روح و روان ما اثر مي گذارد.


ما هميشه در ارتباط هايمان بايد دنبال کسي بگرديم که انرژي منفي به ما ندهد، چون معمولاً انرژيهاي اطرافمان را جذب مي کنيم و اگر با افراد بدبين و منفي همنشين باشيم، خواه ناخواه انرژي منفي به ما منتقل مي شود، در حالي که اگر با آدمهاي شاداب و خنده رو نشست و برخاست داشته باشيم، انرژي مثبت از آنها کسب مي کنيم و روح و روان ما صدمه نمي بيند.

** هر چيزي حتي اگر بهترين و مفيدترين باشد، بايد متعادل و نرمال باشد و از استاندارد خود تجاوز نکند. «خنده» هم از اين قاعده مستثنا نيست و بايد در حد تعادل باشد. ما در احاديث ديني هم داريم که خنده بايد حد و اندازه داشته باشد.

 

اگر بي خود و بي جا بخنديم، ضرر دارد، اگر زياد بخنديم، ضرر دارد. مثلاً افرادي که در هر شرايط و اتفاقي مي خندند(مثل وقتي که در يک تصادف چند نفر کشته و مجروح شدند)، دچار مشکل رواني و بيماري هستند و نياز به درمان دارند.


** به طور کلي آدمها بايد ياد بگيرند، يک زماني به مشکلاتشان بخندند که بخواهند مشکل را کوچک کنند، اما نه اينکه به همه چيز و همه کس بخندند. آدمهاي لوده و کساني که بي خودي مي خندند، بيمارند و خنده آنها تأثيري در درمان دردشان ندارد و مشکلي را هم حل نمي کند، چه بسا به مشکلاتشان بيفزايد.


بر اين اساس، خنديدن بايد سنجيده و به موقع باشد. اگر به اين صورت باشد، خب در بالا بردن سيستم دفاعي بدن مؤثر است و در افزايش قدرت يادگيري تأثير دارد و... در نتيجه قدرت مقابله با بيماريها افزايش مي يابد و فرد به بيماريهاي جسمي هم کمتر دچار مي شود.
** تاثیر خنده بر سلامت قلب :

خنده از ته دل، برقلب تاثیر می گذارد. برای اولین بار محققان دریافته اند که خنده باعث می شود اندوتلیوم، لایه داخلی رگهای خونی متسع شود. این امر جریان خون را افزایش می دهد که برای سیستم قلبی عروقی سودمند است.
به گفته سرپرست این تحقیق دکتر میلر از دانشگاه مریلند همه باید 15 تا 20 دقیقه در روز بخندند.
وی می گوید تلویزیون ممکن است نقش مشخصی در سلامت قلب داشته باشد اگر نمایش های خوبی داشته باشد و وقت افراد به تماشای کمدی بگذرد بجای آنکه برنامه ها و فیلم ها ی استرس زا ببینند.
گرچه این اولین مطالعه ای است که نشان میدهد خنده چنین تاثیری دارد ، گزارشات قبلی نیز حاکی از این بوده که مبتلا یان به بیماری های قلبی در مقایسه با افراد سالم کمتر در برابر امور روزمره برخورد شاد دارند.
و محققان دانشگاه هاروارد گزارش کرده اند افراد ی که دید خوش بینانه ای دارند کمتر در معرض خطر بیماری قلبی قرار می گیرند.
هنوز مشخص نشده چرا خنده چنین تاثیر سودمندی دارد اما دکتر میلر می گوید اندوتلیوم دارای گیرنده های اندورفین است.
پس از خنده اندورفین ها رها می شوند و گیرند ها را فعال می کنند و این امر باعث نوعی تداخل می شود یا شاید تنها یک اتساع مستقل اندوتلیوم عروقی روی دهد.
اندورفین ها مواد شیمیایی با خواصی شبیه به مورفین هستند که حس خوبی را ایجاد می کنند.
این احتمال وجود دارد که استرس روحی منجر به رها شدن هورمون های استرس همچون کورتیزول شود که ممکن است رها شدن اکسید نیتریک را از سلولهای اندوتلیوم کاهش دهد. و در نتیجه موجب تنگی عروق می شود.
به هرحال پیام این تحقیق برای کاردیولوژِست ها روشن است و آن این است که باید وقت بیشتری را به صحبت کردن با بیماران راجع به استرس و جوانب روانشناسی بیماری اختصاص دهند.

 


 

This Template Designed by ParsTheme.com & Publish by ParsTheme.com